در ایام سوگواری محرمالحرام، مجموعه فرهنگی آوردههای خوب میزبان نشستی متفاوت بود. نشستی که نه صرفاً برای بازخوانی تاریخی، بلکه برای کالبدشکافی شخصیت انسانی و اخلاقی عاشوراییان برپا شد. با محوریت کتاب «فتح خون» اثر ماندگار سید مرتضی آوینی، محمدصادق امامی، روانشناس و پژوهشگر، در این برنامه به واکاوی پارادوکسهای زیست مؤمنانه پرداخت و تلاش کرد مرزهای باریک میان «رواداری اخلاقی» و «نارواداری شجاعانه» را در سیره امام حسین (ع) ترسیم کند؛ روایتی که نشان میدهد کربلا، بیش از آنکه یک حادثه در گذشته باشد، معیاری برای سنجش موضع اخلاقی انسان در برابر ظلم روزگار است.
تقارن محرم با بازخوانی یک میراث زنده
امامی در ابتدای این نشست، انتخاب کتاب «فتح خون» برای گفتگو را انتخابی مبتنی بر نیاز زمانه دانست. او تصریح کرد: «فتح خون» صرفاً یک گزارش تاریخی یا واقعهنگاری صرف از عاشورا نیست، بلکه روایتی عرفانی، فلسفی و سرشار از بینشهای روانشناختی است که مخاطب را در مواجهه با بزرگترین دوگانههای هستی قرار میدهد. به تعبیراو، کلیدیترین جمله کتاب که روح اثر را تسخیر کرده است، همین پارادوکس زیباست: عقل میگوید بمان و عشق میگوید برو؛ و این پارادوکس زیباییست که تاریخ را رقم میزند. این دوگانگی، همان چیزی است که انسان امروز را نیز در بزنگاههای انتخاب، به چالش میکشد.
شخصیتشناسی در میدان عاشورا: فراتر از تیپسازی
این روانشناس با اشاره به تنوع شخصیتها در جبهه حق، نکتهای بدیع را مطرح کرد: در میان شهدای کربلا، الگوی «تیپسازی» وجود ندارد. هر یک از یاران امام حسین (ع)، جهانی مستقل و شخصیتی منحصربهفرد داشتند. هیچکدام شبیه به دیگری نبودند؛ این مسئله نشان میدهد که در مکتب حسینی، «فردیت»، «اختیار» و «کرامت انسانی» تا چه حد محترم شمرده شده است. این نگاه، پاسخی است به نگاههای تقلیلی که یاران امام را تنها در قالبهایی کلیشهای تعریف میکنند، در حالی که شهید آوینی در «فتح خون» به خوبی نشان میدهد که چگونه هر کدام از این انسانها، با اراده و تفاوتهای فردیشان، به این حماسه پیوستند.
رواداری؛ از هوش هیجانی تا کنش اجتماعی
بخش قابلتوجهی از این نشست به واکاوی مفهوم «رواداری» در سیره امام حسین (ع) اختصاص داشت. امامی با بیان اینکه رواداری در ماهیت خود به معنای بهکارگیری هوشِ هیجانی و پذیرش دیگری با وجود تفاوتهاست، گفت: مجالس امام حسین (ع) سالهاست که آدمها را با سلایق، دیدگاهها و تیپهای شخصیتی متفاوت دور هم جمع کرده است. این بزرگترین جلوه رواداری است؛ پذیرفتن اینکه دیگری هم میتواند در کنار من، متعلق به این دایره باشد.
او تأکید کرد که رواداری به معنای تغییر اندیشه دیگری نیست، بلکه مقدمهای برای گفتگوست و مقدمه گفتگو نیز چیزی جز رشد نیست. ما باید بیاموزیم با طرف مقابل همدلی کنیم، حتی اگر در عقیده با او همسو نباشیم.
او همچنین به مفهوم رواداری در عصر عاشورا نیز اشاره کرد و ادامه داد: داستان عاشورا را که میشنویم متوجه میشویم امام حسین( ع) بسیار با مردم و همرزمانش در عرصه عاشورا روادار بودهاست.
چه زمانی رواداری جایز نیست؟
اما نکته چالشبرانگیز بحث امامی، تفکیک رواداریِ سالم از تسلیم نابجا بود. او با اشاره به وقایع شب عاشورا، زمانی که امام به یاران خود اجازه دادند هر کس میخواهد برود، این را اوج رواداری اخلاقی دانست. حتی امام با کسی که آب را به روی او بست، رواداری کرد؛ اما هشدار داد: رواداری نباید به تسلیمشدن تبدیل شود.
امامی با تأکید بر اینکه نارواداری نیز در جای خود یک فضیلت است، خاطرنشان کرد: شجاعانهترین نارواداری را امام حسین (ع) انجام داد؛ جایی که بیعت با باطل را نپذیرفت. او تصریح کرد: مرز بین رواداری سالم و تسلیم، دقیقاً همانجاست که حق قرار است پایمال شود. تا جایی که حق و ناحق در فضای گفتگو و اندیشه شکل میگیرد، رواداری جایز است، اما وقتی ناحق به کنش ظالمانه تبدیل میشود، دیگر جای مدارا نیست. امام با یزید بر سر شبیه شدن دچار عدم رواداری شد، نه صرفاً بر سر تفاوت عقیده؛ آنجا که به امام گفتند تو باید شبیه ما باشی، امام نپذیرفت، زیرا این یعنی از بین رفتن هویت و کرامت انسانی.