وقتی درباره بحران خانواده صحبت میشود، معمولاً دو تصویر مقابل هم قرار میگیرند؛ از یکسو سیاستها و اسناد بالادستی، و از سوی دیگر واقعیتهای پیچیده زندگی مردم. فاصله میان این دو، همان جایی است که بسیاری از برنامهها در آن متوقف میشوند. اما در این میان، تجربههایی شکل گرفته که تلاش کردهاند این فاصله را پر کنند.
گروه مؤسسات خانواده بهارنکو یکی از این تجربههاست؛ مجموعهای که از آموزش زوجین در کلاسهای مهارت زندگی آغاز کرده و امروز در تعامل با شوراهای فرهنگی، دانشگاههای علوم پزشکی و ساختارهای رسمی، نقشآفرینی میکند. مسیری که آن را به نمونهای قابل تأمل از یک حلقه میانی در حوزه خانواده تبدیل کرده است.
آغاز از میدان؛ مسئله واقعی خانوادهها
بهارنکو فعالیت خود را نه از پشت میزهای اداری، بلکه از دل نیازهای میدانی خانوادهها آغاز کرد. تمرکز بر سه مرحله پیش از ازدواج، هنگام زندگی مشترک و پس از آن، نشان میدهد نگاه این مجموعه مقطعی و محدود به یک دوره خاص نیست.
کارگاههای آموزش پیش از ازدواج، مهارتهای حل تعارض، مشاورههای تخصصی و برنامههای همسانگزینی، بخشی از حضور مستقیم این مجموعه در زندگی زوجین است؛ حضوری که امکان شناخت دقیق مسئله را فراهم میکند.
تبدیل تجربه میدانی به پیشنهاد ساختاری
اما آنچه بهارنکو را از یک مرکز خدماتی صرف متمایز میکند، توقف نکردن در سطح اجراست. برخی طرحهای این مجموعه در شورای فرهنگ عمومی استان فارس مطرح و با تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی همراه شده است. همچنین پیشنهادهای آموزشی در حوزه سلامت جنسی، با موافقت وزارت بهداشت برای اجرا در دانشگاههای علوم پزشکی مواجه شده است.
این یعنی تجربههای میدانی، به زبان سیاست ترجمه شده و مسیر رسمی پیدا کردهاند؛ همان نقطهای که یک حلقه میانی معنا پیدا میکند.
شبکهسازی؛ فراتر از یک مؤسسه محلی
ایجاد نمایندگیهای استانی، ساماندهی شبکهای از مشاوران، اساتید و فعالان اجتماعی، و همکاری با نهادهای دانشگاهی و اجرایی، ساختاری شبکهای برای این مجموعه ایجاد کرده است. بهارنکو در این مدل، صرفاً ارائهدهنده خدمت نیست؛ بلکه به بستری برای همافزایی ظرفیتهای مردمی و رسمی تبدیل شده است.
از تولید اندیشه تا تربیت نیرو
راهاندازی اندیشگاه فلسفه و مطالعات سبک زندگی، نشاندهنده توجه به لایههای عمیقتر مسئله خانواده است. در کنار آن، ایجاد مرکز آموزش علمیـکاربردی غدیر و خانه نوآوری خانواده، نشان میدهد این مجموعه به تربیت نیروی تخصصی و تبدیل ایدهها به مدلهای اجرایی نیز توجه دارد.
این زنجیره اندیشه، آموزش، اجرا و تعامل رسمی، همان ساختاری است که یک حلقه میانی را پایدار و مؤثر میکند.
حلقهای که فاصله را کم میکند
در حوزه خانواده، مشکل صرفاً نبود برنامه نیست؛ مشکل، گسست میان برنامه و زندگی است. تجربه بهارنکو نشان میدهد اگر مجموعهای بتواند هم در میدان اجتماعی حضور داشته باشد، هم تولید فکر کند و هم با ساختارهای رسمی تعامل برقرار کند، میتواند این گسست را کاهش دهد.
بهارنکو امروز نه صرفاً یک مؤسسه فرهنگی، بلکه نمونهای از یک حلقه میانی در حوزه خانواده است؛ الگویی که میتواند برای سایر استانها و نهادهای مردمی نیز قابل مطالعه و تکثیر باشد.