گفتار حجت‌الاسلام دکتر مقامی در جلسه ۲۴ خوانش شذرات‌المعارف

جلسه پیش مطرح کردیم از نظر مرحوم شاه‌آبادی سیاست به‌معنای تدبیر در جریان مسائل نوعیه و منع از تحقق مفاسد آن‌هاست؛ یعنی به مصالح عمومی اجتماعی توجه و از مفاسد اجتماعی جلوگیری شود.

دستوراتی که خداوند در قالب دین به ما می‌گوید، مصلحت و اگر از چیزی منع می‌کند، مفسده‌ای دارد، به این‌ها در دین قوانین می‌گویند؛ مثل دستورات فردی (نماز، خمس و زکات) و دستورات اجتماعی (نمازجماعت، حج و انفاق). تدبیرِ همین مصالح و مفاسد، سیاست الهیه است؛ یعنی خداوند قانون کرده و چون قانون‌گذاری کرده است، چه مصلحت و مفسده آن را بدانیم و چه ندانیم، به‌صورت تعبدی انجام می‌دهیم. بعضی از احکام الهی ذاتاً مصلحت دارند، نه اینکه به‌خاطر مصالح نوعیه یا عمومی مصلحتی در آن باشد. این نوع احکام نیز چون مولا دستور انجام آن را داده و به آن حکم مولوی می‌گویند، سیاست الهیه نام دارند؛ بنابراین تمام کارهایی که اسلام گفته، سیاسی و اسلام یک دین سیاسی است.

خداوند در آیۀ 37 سورۀ مبارکة نور می‌فرماید: «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ»؛ با توجه به سیاست الهیۀ مرحوم شاه‌آبادی، چگونه مصالح و مفاسد کسب‌وکارمان را تدبیر کنیم که یک نوع کسب‌وکار فرهنگی- اجتماعی است؟

تجارت، خرید و فروشِ مستمر و بیع، خرید و فروشِ موردی و غیرمستمر است.

«لا تُلْهيهِمْ»: ریشة «تُلْهيهِمْ» لهو (سرگرمی، وقت‌گذرانی) است؛ بنابراین «لا تُلْهيهِمْ»، یعنی تجارت، بیع و کسب‌وکار آن‌ها را از ذکر خدا، برپا داشتن نماز، انفاق و زکات بازنمی‌دارد.

« تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِاللهِ»: در تفاسیر به «ذِكْرِاللهِ» ذکر قلبی می‌گویند؛ یعنی هر کار صالحی انجام می‌دهید، حتی در تجارت و بیع قلباً یاد خدا باشید؛ بنابراین در خدماتی که در بهارنکو ارائه می‌دهیم، حواسمان به خدا باشد؛ گران‌فروشی و کم‌فروشی نکنیم؛ خدمات بد ارائه ندهیم. قرآن می‌فرماید تجارت و بیع خیلی خوب است؛ اما حواستان‌ باشد همۀ کارهایتان برای خدا، رضای خدا و به یاد خدا باشد.

برای راه‌اندازی کسب‌وکار باید عقل معاش داشته باشید؛ یعنی سنجیدن مصلحت و مفسده یا سودبردن و ضررنکردن؛ اما این در منطق کسب‌وکارِ قرآن کفایت نمی‌کند و باید عقلت به چیز دیگری هم متصل باشد. اگر عقل قدسی داشته باشید، حواستان همواره به خداست.

«إيتاءِ الزَّكاةِ»: زکات، انفاق و خمس نمونه‌های ذکر عملی و قانون الهی دربارة کسب‌وکار هستند. خدا تجارت و بیعی می‌خواهد که ذکر خدا در آن باشد، این تجارت و بیع، سیاست الهی است. سیاست بدون ذکرالله، سیاست فاقد جهت است؛ یعنی همان سیاست در معرفت اول. شرط سیاست الهی این است که تجارت و بیع، شما را سرگرم نکند و در هر حال حواستان به خدا باشد. آیا به‌عنوان مسئولیت اجتماعی‌مان بخشی از درآمد و سود مؤسسات را انفاق می‌کنیم؟

«إِقامِ الصَّلاةِ»: اقامۀ صلاة فقط به این نیست که در مرکزتان نماز جماعت راه بیندازید، ما عملاً نماز را اقامه نمی‌کنیم. اقامه نماز به این است که همة اثرات نماز در تمام کارهایتان ظهور پیدا کند. اقامه نماز غیر از نماز خواندن است؛ یعنی علاوه بر اینکه خودتان نماز می‌خوانید دیگران را به نماز خواندن وادارید.

«وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»: خودنگهداری، به الله برمی‌گردد؛ یعنی در تمام کارها اطاعت محض از خدا داشته باشید؛ خیلی از شما در زندگی‌ شخصی‌تان «لایحتسب» را تجربه کرده‌اید؛ یعنی از جایی که نمی‌دانید، می‌رسد، خوب هم می‌رسد، به‌شرط اینکه واقعاً یاد خدا را داشته باشید.

«لا تلهیهم عن ذکرالله»: حواستان‌ باشد کسب‌وکار،  شما را مشغول نکند که از توحید و معاد غافل شوید؛ حتی اگر سود هم ببرید؛ ولی عمرتان رفته و رشدی نبوده است.

رشد کسب‌وکارتان جز در پرتوی فرمول ذِكْرِاللهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ نیست.‌

خداوند می‌فرماید حواست به من باشد، من هم حواسم به تو هست.

 

لینک کوتاه این صفحه:

https://baharnekou.ir/?p=10821

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

small_c_popup.png
logo-samandehi